کتاب هایی که هرمدیری باید بخواند(1)

معرفی کتاب های خوب مدیریت و روانشناسی1.هنر شفاف اندیشیدن:کتاب هنر شفاف اندیشیدن نوشته‌ی رولف دوبلی، در سال ۲۰۱۳ توسط انتشارات Harper منتشر شد.کتاب هنر شفاف اندیشیدن را در یک جمله بیان کنیم، بی‌تردید می‌توان گفت هنر شفاف اندیشیدن درباره خطاهای شناختی ذهن انسان است.کتاب هنر شفاف اندیشیدن در واقع یک گردآوری است. گردآوری دقیق و ظریف با مثال‌های زیبا و کاربردی از کتابهای متعددی که در زمینه تصمیم گیری نوشته شده‌اند. کتاب هنر شفاف اندیشیدن در ایران نیز توسط عادل فردوسی پور، بهزاد توکلی و علی شهروز به فارسی برگردانده شده

2.تفکر،سریع و کند:کتاب تفکر، تند و سریع نوشته دنیل کانمن را می‌توان یکی از چند کتاب کلاسیک حوزه تصمیم گیری دانست.این کتاب، مدلی ارائه می‌کند که بر اساس آن، دو شیوه‌ی موازی تصمیم گیری در ذهن ما وجود دارند و فعالیت می‌کنند.دانیل کانمن، که تخصص اولیه‌اش روانشناسی بوده است، جایزه نوبل در رشته اقتصاد را در سال ۲۰۰۲ دریافت کرده که این مسئله، خود به جذابیت آکادمیک او می‌افزاید.اگر بخواهیم یک موضوع کلی برای کتاب تفکر،‌ سریع و کند انتخاب کنیم، این موضوع رفتارهای غیرعقلایی انسان‌ها  است.
البته کانمن این مسئله را الزاماً ضعف انسان‌ها نمی‌داند. بلکه بیشتر به این مسئله توجه دارد که آنچه اقتصاددان‌ها به عنوان انسان عقلایی در نظر می‌گیرند، وجود خارجی ندارد.

3.ای کاش وقتی بیست ساله بودم میدانستم:این جمله، عنوانِ یکی از کتابهای معروف و شناخته‌شده در زمینه‌ی خلاقیت، نوآوری و کارآفرینی است که توسط تینا سیلیگ (Tina Seelig) استاد دانشگاه استنفورد نوشته شده است.
تینا سیلیگ هم یکی دیگر از افرادی است که به ما یادآوری می‌کنند زمینه‌ی تحصیلی و زمینه‌ی تخصصی، قرار نیست حتماً با یکدیگر منطبق و حتی نزدیک باشند.او عصب‌شناسی  خوانده و مطالعات و تحقیقات دوران تحصیلاتش بیشتر حول و حوش نوروپلاستیسیته  متمرکز بوده است؛ اما امروز او را به عنوان متخصص مدیریت، کارآفرینی و سرمایه‌گذاری جسورانه در استارت آپ های حوزه‌ی تکنولوژی می‌شناسند.

4.خلق مدل کسب و کار:کتاب خلق مدل کسب و کار، مستقل از اینکه آن را کتابی قوی بدانیم یا خیر، یکی از مطرح ترین کتب در این حوزه در سراسر جهان است و همین مسئله، مطالعه و بررسی آن را توجیه پذیر می‌سازد.از میان تمام کتابهایی که درباره خلق مدل کسب و کار نوشته شده‌اند، کمتر کتابی به اندازه کتاب Business Model Generation نوشته استروالدر به شهرت جهانی رسیده است.او در این کتاب ابزاری به نام Business Model Canvas یا بوم مدل کسب و کار را مطرح کرده و به کارآفرینان و تحلیل‌گران کسب و کار پیشنهاد می‌کند به کمک این ابزار، بخش‌های مختلف مدل کسب و کار و ارتباط آنها با یکدیگر را به شیوه‌ای ساده‌ و کاربردی، ترسیم و بررسی کنند.این کتاب با طرح ۹ سوال، به ما کمک می‌کند که تصویر شفاف‌تری از سه بخش اصل کسب و کارمان که در تعریف مدل کسب و کار به آن اشاره کردیم، به دست بیاوریم.

5.صفر تا یک:کتاب صفر تا یک پیتر ثیل، یک کتاب تکنیکی نیست.بلکه بیشتر به فلسفه‌ی کارآفرینی می‌پردازد.شاید بهترین خلاصه‌ی کتاب، همان جمله‌ی پشت جلدش باشد.
آنجا که می‌گوید: کارآفرین‌های بعدی، نه مانند زاکربرگ، فیس بوک خواهند ساخت و نه مانند بیل گیتس مایکروسافت‌ را. آن‌‌ها قطعاً چیزهای جدیدی را به جهان معرفی خواهند کرد.مطالب کتاب صفر تا یک، برگرفته از محتوای کلاسی است با عنوان استارتاپ که پیتر ثیل در سال ۲۰۱۲ در دانشگاه استنفورد ارائه  میکرد. هدف او از تدریس در این کلاس، کمک به دانشجویانش بود تا نگاه و چشم اندازشان از مسیر متعارفی که معمولاً متخصصان آکادمیک و اساتید دانشگاهی ترسیم می‌کنند، فراتر برود و بتوانند به آینده ای وسیع تر بیندیشند.

6.هوش هیجانی در مدیریت پروژه:کتاب هوش هیجانی برای مدیران پروژه بیش از آن‌که به مدیریت پروژه نزدیک باشد، به مباحث هوش هیجانی می‌پردازد.از آن‌جا که محتوای این کتاب، حول کار تیمی و تعامل با دیگران و کمک به مدیر برای شناخت هیجانات و عواطف زیردستان متمرکز است، مناسب دیدیم که آن را در کنار کتابهای مدیریت منابع انسانی قرار دهیم و در این بخش معرفی کنیم.برای مطالعه‌ی این کتاب، لازم نیست با مفاهیم مدیریت پروژه و هوش هیجانی آشنا باشید و حتی می‌توانید آن را به عنوان نقطه شروع آشنایی با هوش هیجانی در نظر بگیرید.

 53.7اصل در مدیریت انسانها:موسسه فایننشال تایمز با مراجعه به نویسندگان مختلف که در حوزه‌ی خود صاحب نام بوده‌اند، خواسته که هر کدام در چند صفحه و به صورت خلاصه، مهم‌ترین آموخته‌ها و آموزه‌هایشان را مطرح کنند.طبیعی است که برای رفتار سازمانی، به سراغ استیون رابینز بروند.
اما رابینز کار جالبی کرده. او به جای خلاصه کردن مجدد کتاب رفتار سازمانی خود، سعی کرده استثناء‌هایی را که برای آن قاعده‌ها وجود دارند، در قالب پنجاه و سه اصل مطرح کند.

8.مدیران و چالش های تصمیم گیری: در معرفی ماکس بیزرمن اشاره کردیم، بخش مهمی از فعالیت‌های او در مرز مشترک مذاکره و تصمیم گیری متمرکز است و معمولاً می‌کوشد این دو حوزه را در ارتباط با یکدیگر بررسی کند.ماکس بیزرمن نخستین ویرایش کتاب مدیران و چالش های تصمیم گیری را در سال ۱۹۸۷ با هدف معرفی بیشتر ایده‌های دنیل کانمن و آموس تورسکی نوشت و اکنون ویرایش هشتم آن، به عنوان یک مرجع معتبر، هم در آموزش مذاکره و هم تصمیم گیری مورد استناد و استفاده قرار می‌گیرد.

9.گاو بنفش:کتاب گاو بنفش در سال ۲۰۰۷ منتشر شده و بیشتر کتاب‌های مطرح ست گادین پس از آن نوشته و منتشر شده‌اند.پیام اصلی گاو بنفش را می‌توان در چند جمله‌‌ی زیر خلاصه کرد:

.ساز و کار سنتیِ تولید، تبلیغ، فروش دیگر مانند گذشته کارایی ندارد.

.تلاش برای بازاریابی و فروش، نباید بعد از طراحی و تولید محصول آغاز شود.

.تنها شانس موفقیت محصول این است که در خاطر بماند؛ دیگران درباره‌اش حرف بزنند؛ و این گفتگو به ایجاد تقاضا منتهی شود.

10.اصل پیشرفت:اصل پیشرفتThe Progress Principle، نویسنده: ترزا امابایل و استیون کرامر.

این کتاب یک شاهکار مدیریتی است که بر پایه شواهد نوشته شده و موید این واقعیت است که نکات کوچک دارای ارزش‌های بزرگ هستند.

منبع:متمم

 

خصوصیات و معیار های مکتبی مدیریت در نهج البلاغه(2)

7.عبرت از گذشتگان:پندگیری و عبرت از کارِ گذشتگان، یکی از عوامل آموزنده در اداره امور می باشد و با استفاده از مرور رفتارها و عواقب پیشینیان می توان امروز موفق تر عمل نمود. حضرت علی(ع) در نامه به مالک اشتر می فرمایند: «سپس ای مالک بدان که ترا به دیاری فرستاده ام که پیش از تو داد و بیداد فراوان بر آن رفته است و مردم در کار تو همان گونه نظر خواهند کرد که تو در کار والیان پیش از خویش نظر می کنی و از تو همان خواهند گفت که تو درباره آنان می گویی. همانا که نیکوکاران را از سخنانی می توان شناخت که خدای درباره آنان بر زبان بندگان خود روان می سازد. پس کردار شایسته، نیکوترین اندوخته تو باد. بر هوسناکی ها چیره باش و دریغ دار که نفس خویش به چیزی که نه حلال است بیالایی» همچنین آن حضرت در وصیت خود به امام حسن(ع) به عبرت گرفتن از کار گذشتگان امر می فرماید: «و بر دل خود داستان گذشتگان بخوان و سرگذشت پیشینیانش یاد آور و بر دیار و آثارشان بگذر. پس بنگر که چه کردند و از کجا بر شدند و به کجا فرود آمدند و در کجا جای گزیدند. آنگاه بینی که از دوستان جدا ماندند و به دیار تنهایی فرود آمدند آنگونه که تو نیز پس از اندک زمان یکی از آنان خواهی بود»

8.یاور ظالمان نبودن:حضرت علی(ع) در نامه 53 خطاب به مالک اشتر فرموده اند: «بدترین وزیران تو وزیری است که پیش از تو وزیر اشرار و بدکاران و شریک آنها در گناهان بوده است. پس نباید از خواص و نزدیکان تو باشد زیرا آنان یار گناهکاران و برادر ستمگران هستند در حالی که تو به جای آنها کسانی که دارای اندیشه ها و کاربری های نیکو مانند آنها هستند، می توانی بهترین وزیر را بیابی که چنان گناهان و کارهای زشت آنان را مرتکب نشده باشد و ستمگر را بر ستم و گناهکار را بر گناهش همراهی و یاری نکرده باشد».

9.صرفه جویی در اموال عمومی:امام علی(ع) به کارگزاران خویش مؤکداً سفارش می کرد در مصرف بیت المال نهایت دقت و صرفه جویی را مراعات کرده و از اسراف و ریخت و پاش به شدت بپرهیزند. در اینجا به یک نمونه از دستور آن حضرت در مورد صرفه جویی در کاغذ هنگام نگارش نامه اشاره می کنیم: «قلم هایتان را تیز کنید و سطرهایتان را نزدیک هم بنویسید، از زیاده نویسی بپرهیزید، منظورتان را کوتاهتر بیان کنید. مبادا زیاده نویسی و پرحرفی نمایید زیرا اموال مسلمانان زیانی را بر نمی تابد». صرفه جویی خود آن حضرت در بیت المال مسلمانان به حدی است که حاضر نشد برای پاسخگویی به کسانی که شب هنگام برای کار خصوصی به او مراجعه کرده بودند، از نور چراغ بیت المال استفاده کند و چراغ بیت المال را خاموش فرمود و از چراغ شخصی خود استفاده نمودند.

10.قیام به وظیفه:هر مدیری در برخورد با مسائل و مشکلات گوناگون باید وظیفه خود را در نظر بگیرد و طوری به آن عمل نماید که رضای خداوند را در پی داشته باشد. حضرت علی(ع) در فرازی از نامه به مالک اشتر می نویسد:«و نزد خدا برای هر یک از این طبقات (افراد جامعه) جایگاهی است که در برگیرنده مسائل رفاهی و امکانات آنان است و برای هر یک از آنان تا حد تأمین و اصلاح وضع زندگی بر عهده زمامدار حقی است. زمامدار از عهده آنچه که خداوند بر دوش او قرار داده است بر نمی آید مگر با سعی و کوشش و استمداد از خدای بزرگ و آماده سازی نفس خود بر التزام به حق و شکیبایی در برابر دشواری ها و آنچه که پیش آید» 

11.امتیاز ندادن به خویشان و اطرافیان:امیرالمؤمنین(ع) در نامه 53 خطاب به مالک اشتر فرموده اند: «همانا زمامدار را نزدیکان و خویشاوندانی است که به مال دگران چشم دارند و به آن دراز دستی می کنند و در معامله کم انصافند پس وسایل تجاوزشان را از میان بردار تا رشته فسادشان بریده شود و دراز دستی شان کوتاه گردد. به هیچ یک از اطرافیان و خاصّان و نزدیکان خود، زمینی به رسم تیول وا مگذار و نباید که کسی از تو پاره زمینی طمع کند تا به همسایگان در سهم آب یا در عملی که بین او با همسایگان مشترک است، آنان را به بیگاری گیرد و به آنان زیان رساند و بار خویش بر دوش دیگران گذارد پس با این کارها، سود گوارا برای آنان باشد و سرزنش و گناه آن کار در این جهان و آن جهان گریبان گیر تو گردد».

12.عدم همکاری در اعمال خلاف:از آنجایی که هر انسانی گرفتار هوای نفس است و پیروی از نفس باعث دوری از خدا و سلب نورانیت انسان می شود، شایسته است تا مدیران و معاونین در صورتی که مافوقشان بر اساس هوای نفس خود اقدام به عملی غیرمشروع و غیرقانونی نماید ایشان را از آن کار باز دارند و یا حداقل همکاری نکنند و بدین ترتیب موجبات رضای الهی را فراهم نمایند. امیرالمؤمنین(ع) در نامه 53 به مالک اشتر فرموده اند: «سپس از میان خواص خود آن فردی را به خود نزدیکتر کن که از نظر حقیقت گویی صراحت لهجه داشته باشد و از کمک دادن به تو در کارهایی که خداوند آنها را برای اولیائش دوست ندارد خودداری نماید، خواه با هوای و هوس تو مطابق باشد یا نه» 

 

منبع:امام علی نت

خصوصیات و معیارهای مکتبی مدیریت در نهج البلاغه(1)

1.تقوی:حضرت علی(ع) در نامه 12 نهج البلاغه فرموده اند: « از خدایی بترس که ناچار او را ملاقات خواهی کرد و سرانجامی جز حاضر شدن در پیشگاه او نداری»تقوی یعنی حفظ و نگهداری نفس از آنچه به آن ضرر می رساند «اتقواﷲ» معنای کاملش این نیست که از خدا بترسید بلکه به این معناست که از خشم و عذاب خداوند، خود را حفظ کنید و متقی به معنای «خود نگه دار و پرهیزگار» است. هر فردی برای پذیرفتن مسئولیت به دو گونه تقوی نیاز دارد و شرط پذیرش مسئولیت، داشتن این دو نوع تقواست:

الف)تقوای شخصی (تقوا در امور شخصی)

ب)تقوای سیاسی(تقوا در امور اجتماعی و سیاسی)

2.توانایی بر کنترل نفس:برای کسانی که می خواهند بر سازمان با همه پیچیدگی هایش مدیریت کنند و وظایف و نقش های متعدد و مختلف خود را ایفاء نمایند باید ابتدا مدیریت و نظارت بر نفس خود را آموخته و بدان خوی گرفته باشند و توانسته باشند وظایفی چون برنامه ریزی، سازماندهی، نظارت، ارزشیابی و هماهنگی امور زندگی و استفاده مطلوب از امکانات را در رشد خود به کار گیرند و زندگی موفقی را ارائه دهند. انسانی که خود را در حضور خدا می بیند، وظیفه ای دارد به نام مراقبت و تکلیفی دارد به نام محاسبه، چنین انسانی هم رقیب خود است و هم حسیب خویش، هم مواظب کارهای خود است هم حسابرس کارهای خویش و یک لحظه خود را فراموش نمی کند. حضرت علی(ع) در نامه به مالک اشتر می فرماید: « به او فرمان می دهد تا نفس خود را از پیروی آرزوها باز دارد و به هنگام سرکشی رامش نماید که (همانا نفس همواره به بدی وا می دارد جز آنکه خدا رحمت کند)». امیرالمؤمنین در نامه 56 خطاب به شرح قاضی می نویسند: «در هر صبح و شام از خدا بترس و از فریبکاری دنیا بر نفس خویش بیمناک باش و هیچ گاه از دنیا ایمن مباش، بدان اگر برای چیزهایی که دوست می داری، یا آنچه را که خوشایند تو نیست، خود را باز نداری، هوس ها تو را به زیان های فراوانی خواهند کشید، پس نفس خود را باز دار و از آن نگهبانی کن و به هنگام خشم بر نفس خویش شکننده و حاکم باش»

3.مسئولیت در قبال جامعه:یکی از ویژگی های مدیران و زمامداران شایسته، توجه به کل جامعه و جهت گیری برای خدمت به جامعه می باشد. این ویژگی که همان داشتن مسئولیت اجتماعی است، در کلام امیرالمؤمنین به صورت زیر بیان گردیده است: « شما در پیشگاه خداوند، مسئول بندگان خدا و شهرها و خانه ها و حیوانات هستید. خدا را اطاعت کنید و از فرمان خدا سر باز مدارید» 

4.خیرخواهی:یکی از صفات ضروری برای مدیران، خیرخواهی می باشد زیرا در جایگاه کلیدی، اگر فردی خیرخواه قرار نداشته باشد، به ضرر جامعه و سازمان عمل می شود. امیرالمؤمنین(ع) در نامه به مالک اشتر در این مورد چنین فرموده است: «برای فرماندهی سپاه، کسی را برگزین که خیرخواهی او برای خدا و پیامبر(ص) و امام بیشتر باشد»

5.داشتن آرمان:آرمان با هدف تفاوت دارد. هدف شروع و پایانی دارد ولی آرمان امری پویا است و جامعتر از هدف است. امام علی(ع) در خصوص آرمان خواهی در نامه 66 به ابن عباس، یکی از کارگزاران سیاسی خود می نویسد: « بهترین چیز در نزد تو در دنیا، رسیدن به لذتّ ها یا انتقام گرفتن نباشد، بلکه باید خاموش کردن باطل یا زنده کردن حق باشد، تنها به توشه ای که از پیش فرستاده ای خوشنود باش و بر آن چه بیهوده می گذاری حسرت خور و همت و تلاش خود را برای پس از مرگ قرار ده»

6.اهمیت دادن به نماز:امام علی(ع) در نامه 27 خطاب به محمد بن ابی بکر وقتی که اداره مصر را به او سپرد، فرموده است: «نماز را به هنگامی که برای آن مقرر شده است، به جای آور، نه وقت آن را به علت فراغ از کار پیش انداز نه به سبب اشتغال به کار به تأخیر افکن و آگاه باش هر کار تو وابسته به نماز تُوست».

معیار و خصوصیا ارزشی مدیریت از دیدگاه نهج البلاغه(2)

7.میانه روی در درشتی و نرمی:امام علی(ع) در تبیین اخلاق مدیریت و شیوه های برخورد مدیران با مردم، عالی ترین رهنمود را دارند تا مدیران بتوانند مردم را جذب کرده و رابطه صادقانه ای با مردم داشته باشند. حضرت در نامه 19 به یکی از مدیران فرمود: «همانا دهقانان مرکز فرمانداریت، از خشونت و قساوت و تحقیر کردن مردم و سنگدلی تو شکایت کردند، من درباره آنها اندیشیدم، نه آنان را شایسته نزدیک شدن یافتم، زیرا که مشرکند، و نه سزاوار قساوت و سنگدلی و بدرفتاری هستند زیرا که ما با هم پیمانیم، پس در رفتار با آنان، نرمی و درشتی را به هم آمیز، رفتاری توام با شدت و نرمش داشته باش، اعتدال و میانه روی را در نزدیک کردن یا دور نمودن رعایت کن».

8.امانتداری:هر کس در هر جایگاه و مرتبه مدیریتی، امانتدار مردمان است و باید اموال و حیثیت و شرافت ایشان را پاسداری کند. امام علی(ع) به مالک اشتر در این باره سفارش می کند که درباره اشخاصی که می خواهد برگزیند بدین امر توجه نماید و با بررسی سوابق و عملکرد گذشته شان ببیند آیا اهل امانتداری بوده اند یا خیر. امیرالمؤمنین(ع) در نامه ای که به برخی کارگزاران خود نوشته، چنین فرموده اند: «کسی که امانت را خوار شمارد و دست به خیانت آلاید و خویشتن و دینش را از آن منزه نسازد، درهای خواری و رسوایی را در دنیا به روی خود گشوده است و در آخرت خوارتر و رسواتر خواهد بود. و بزرگترین خیانت، خیانت به امت است و رسواترین تقلب، تقلب نسبت به پیشوایان مسلمان است»

9.رفق و مدارا:هیچ عاملی مثل«رفق و مدارا» نمی تواند پیوندی عمیق و اصیل میان مدیران و زیردستان ایجاد کند و همراهی آنان را تضمین نماید. مدیران جز با نرمی و ملایمت نمی توانند فاصله های میان خود و کارکنان را بردارند، در اعماق دل آنها نفوذ کرده، آنان را با خود همراه نمایند. امیرالمؤمنین(ع) به کارگزاران خود توصیه می فرمود که در ادراه امور جامعه و تعامل با مردم، اصل رفق و مدارا و مهربانی را ملاک قرار دهند و حتی الامکان از برخورد شدید و تند بپرهیزند. ایشان در نامه 46 به یکی از کارگزاران خود می فرماید:«در آنجا که مدارا کردن بهتر است مدارا کن، اما آنجا که جز با شدت عمل کارها پیش نمی رود. شدت عمل به خرج ده و پر و بال خود را برای مردم بگستر و با چهره گشاده با آنان رو به رو شو و نرم خویی با آنان را نصب العین خود قرار ده».

ضرورت و جایگاه ویژه مدارا و مهربانی در نگاه مدیریتی امام علی(ع) تا آنجاست که آن حضرت توجه به مدارا و رفق را حتی هنگامی که برخوردهای شدید اقتضاء می کند ضروری می داند و سفارش می کند که هنگام شدت و سختگیری نیز نباید از مهربانی و عطوفت غفلت کرد. ایشان به همان کارگزار این گونه سفارش می کند:«شدت و سخت گیری را با کمی نرمش و مدارا در هم آمیز» 

10.صبر و بردباری:یکی از ویژگی های بارز افراد موفق، صبر و بردباری می باشد. لذا مدیران و مسئولانی که می خواهند پیروز و موفق باشند باید به این صفت نیکو متصف شوند.حضرت علی(ع) فرموده اند:  «انسان صبور، پیروزی را از دست نمی دهد هر چند زمان آن طولانی شود» (حکمت 153).آن حضرت در خطبه 190 خطاب به لشگریان چنین فرموده اند: «بر جای خود محکم بایستید و در برابر بلاها و مشکلات استقامت کنید».

11.طرد چاپلوس:حضرت علی(ع) در نامه 53 خطاب به مالک اشتر می فرمایند: «بپرهیزید از خودپسندی و از شگفتی در خویش و درباره صفتی از اوصاف خود که خوشایند توست. و بپرهیز از این که دلبسته آن باشی که در ستایش تو از اندازه بگذرند همانا که بهترین فرصت شیطان در این احوال است تا نیکوکاری نیکوکاران را بر باد دهد». همچنین آن حضرت در جای دیگری از همان نامه فرموده اند: « و بایدکسانی نزد تو برگزیده تر باشند که بیش از همه در روی تو سخن تلخ بر زبان آورند و ترا در آنچه خدای بر دوستان خود نپسندد، کمتر یاری کنند. به اهل پرهیز و راستی پیوند و آنگاه آنان را چنان پرور که در ستایش تو از اندازه نگذرند و به باطل ترا در کاری بزرگ که به تو نسبت دهند و تو آن کار را نکرده باشی، دلشاد نسازند، چه زیاده روی در ستایش، در دل خود بینی پرورد و آدمی را به تکبر در آورد».

12.وفای به عهد:یکی از عوامل تضعیف کننده ارتباط و پیوند بین کارکنان و مدیر تأمین نشدن وعده هایی است که مدیر می دهد. همچنین در روابط با سایر نهادها و سازمان ها وفای به عهد اصلی خدشه ناپذیر می باشد و باعث جلب اعتماد می گردد. حضرت علی(ع) در خطبه 41 نهج البلاغه فرموده اند: «ای مردم، وفا همراه راستی است، که سپری محکمتر و نگهدارنده تر از آن سراغ ندارم، آن کس که از بازگشت خود به قیامت آگاه باشد خیانت و نیرنگ ندارد»

و.....

معیار و خصوصیات ارزشی از دیدگاه نهج البلاغه(1)

1.سخاوت:گشاده دستی از عوامل محبوبیت انسان در جامعه است و قهراً موجب پیشرفت و موفقیت مدیر در کار می باشد. بنابراین امام علی(ع) سخاوت و گشاده دستی را از معیارهای انتخاب مدیران دانسته است که البته این صفت فقط در مسائل مالی خلاصه نشده و سخاوت در کار اخلاق، همکاری و اندیشه و… را هم در بر می گیرد. آن حضرت فرموده اند: ﴿ثُم الصِق بِذَوی… السَّخا﴾(نهج البلاغه: نامه 53)

2.وفاداری:وفاداری یکی از فضائل اخلاقی است که عموم افراد باید این ویژگی را در خود تقویت نمایند. به ویژه لازمست مدیران و کارکنان در مقابل سازمان متعهد شوند و تمام تلاش خود را برای دستیابی به اهداف سازمان به کار گیرند. امام علی(ع) در نامه 53 به مالک اشتر فرموده است: «سپس با فرستادن مأموران مخفی راستگو و وفادار، کارهای آنان را زیر نظر بگیر》

3.تواضع و فروتنی:مدیر و مسئولی که خود را خدمتگزار مردم می داند، در رفتار خود با مردم متواضع و فروتن بود و به هیچ وجه در رفتارش با آنان برتری و سلطه گری وجود نخواهد داشت. امیرالمؤمنین(ع) در نامه ای که به یکی از والیان خود نوشته، چنین فرموده است: «در برابر رعیّت فروتن باش» 

4.تسلط برخشم:کسانی که دارای مقام و منصب هستند هر لحظه ممکنست که نیروی خشمشان طغیان کند و آنان را از حالت طبیعی و اعتدال خارج نماید و با کارکنان با حالت خشم و غضب برخورد کنند و پیش آمدهای ناگواری رخ دهد که هم برای فرد و هم برای سازمان و جامعه مضر باشد. لذا لازمست که صاحبان مقام و منصب و مدیران دارای قدرت تسلط بر خشم و کظم غیظ باشند. امیرالمؤمنین(ع) در نامه به مالک اشتر فرموده اند: «آن کس را فرمانده لشگریان نما که از همه در علم و بردباری بالاتر باشد و از کسانی باشد که خشم او را فرا نگیرد و به زودی از جای خود بدر نرود».

5.عدالت و انصاف:امیرالمؤمنین(ع) در جای جای نهج البلاغه مردم و کارگزاران خویش را به اجرای عدالت توصیه می کند. در نامه 53 خطاب به مالک اشتر فرموده اند: «دوست داشتنی ترین چیزها در نزد تو، در حق میانه ترین، و در عدل فراگیرترین، و در جلب خشنودی مردم گسترده ترین باشد، که همانا خشم عمومی مردم خشنودی خواص را از بین می برد، امّا خشم خواص را خشنودی همگان بی اثر می کند».

حضرت در جای دیگری از فرمان تاریخی خود به مالک اشتر می فرماید: «انصاف برقرار کن میان خدا و مردم، و خویشتن و دودمان خاص خود و هر کس از رعیت که رغبتی به او داری و اگر چنین انصافی را برقرار نکنی، مرتکب ظلم گشته ای و کسی که به بندگان خدا ظلم بورزد خصم او خداست از طرف بندگانش و هر کسی که خدا با او خصومتی داشته باشد دلیلش را باطل سازد و او با خدا در حال محاربه است».حضرت در نامه ای به فرمانروای حلوان، اسود بن قطب می نویسد: «پس باید کار مردم در حقی که دارند در نزد تو یکسان باشد که از ستم نتوان به عدالت رسید» 

6.گشاده رویی:گشاده رویی از عوامل جلب محبت مردم و مایه ایجاد صلح و دوستی بین افراد می باشد و مدیران باید در برخوردها گشاده روی باشند تا جو دوستی و همدلی در سازمان برقرار شود. امام(ع) در نامه 46 به یکی از کارگزاران سیاسی خود می فرماید: «پر و بالت را برابر رعیت بگستران، با مردم گشاده روی و فروتن باش و در نگاه و اشاره چشم، در سلام کردن و اشاره نمودن با همگان یکسان باش تا زورمندان در ستم تو طمع نکنند و ناتوانان از عدالت تو مأیوس نگردند».

معیار و خصوصیات تخصصی مدیران از دیدگاه نهج البلاغه

1.تجربه کاری:یکی از مؤثرترین عوامل موفقیت کارگزار و مدیر در تشکیلات و سازمان، تجربه و سابقه کاری وی می باشد. مدیر و مسئول باتجربه، بسیاری از نابسامانی های سازمان خود را سامان می دهد و بالعکس مدیر و مسئول بی تجربه و بدون سابقه، تشکیلات سازمان یافته را متلاشی و پراکنده خواهد نمود. امام علی(ع) در نامه به مالک اشتر می فرماید: «افراد با تجربه را به عنوان کارگزار انتخاب نما»

2.حسن تدبیر:حسن تدبیر معیاری ضروری برای زمامداران و مدیران می باشد. هیچ مدیریتی نمی تواند بدون تدبیر درست راه به جایی ببرد و هر جا که نابسامانی و تباهی مشاهده می شود باید در جستجوی نوعی بی تدبیری در آنجا برآمد و اساساً از مهمترین عوامل فروپاشی سازمان ها و دولت ها سوءتدبیر است. به بیان امیرالمومنین(ع): «چهار چیز دلیل برگشت (روزگار و اوضاع و احوال دولت ها و حکومت هاست)، بدی تدبیر و زشتی تبذیر و کمی عبرت گرفتن و بسیاری مغرور شدن»همچنین آن حضرت فرموده اند: «صلاح و سازمان زندگی تدبیر است»

3.سعه صدر:از ویژگی های مهم مسئولان و مدیران سعه صدر است، کسی دارای سعه صدر است که از گشادگی روح و همتی عالی و اندیشه ای بلند برخوردار باشد. سعه صدر موجب دوراندیشی و واقع نگری مسئولان و مدیران می شود و اگر دولتمردان فاقد این خصلت باشند از عهده بسیاری از مشکلات و نارسایی ها برنخواهند آمد. یک مدیر اسلامی باید بداند که در مصدر امور با فراز و نشیب های گوناگونی مواجه بوده و برای دستیابی به اهداف تشکیلات، سختی های فراوان در پیش دارد و اگر حوصله، بردباری و بلندهمتی را سلاح خود نسازد در اثر فشارهای جانبی و پیشامدهای ناگوار حرکات غیرمترقبه ای از خود نشان می دهد که بعضاً اعتبار مدیریت و مسئولیت او را زیر سئوال می برد. سعه صدر آنقدر مهم است که حضرت علی(ع) آن را ابزار حکومت می دانند:《﴿آله الرئاسه سِعَهُ الصَدر》

4.نظم و انضباط:نظم، برنامه ریزی و زمان بندی یکی از عوامل مؤثر در موفقیت مدیر است، چرا که مدیر سازمان از سویی کارها و وظایف متعددی برعهده دارد و از سوی دیگر وقت او محدود است. امام علی(ع) در بخشی از عهدنامه خود به مالک اشتر می فرماید: «کار هر روز را همان روز انجام بده، زیرا هر روز کاری مخصوص به خود دارد» همچنین آن حضرت در وصیت خود قبل از شهادتشان می فرمایند: «سفارش می کنم شما را به تقوی و نظم در امور».

5.داشتن پشتکار و دوری از تنبلی:سستی در انجام دادن امور موجب زیر پا گذاشتن حق و عدم اجرای به موقع کارها و تضییع حقوق مردمان است. کندی در کارها فرصت های خیر و غیر قابل بازگشت را از بین می برد و به هیچ وجه نباید در گردش امور سستی و کندی و کاهلی راه یابد و این امر باید با دقت های لازم عجین و همراه شود. امیرالمومنین علی(ع) چنین سفارش کرده اند: «در کارهای خود بر افراد سست و تنبل تکیه مکن»

6.تند ذهنی و داشتن حافظه قوی:مدیر و مسئول باید دارای حافظه قوی و ذهنی توانمند باشد تا پرداختن به یک مسئله او را از سایر مسائل غافل نکند و پیچیدگی و حجم کارها، او را به فراموشی و اشتباه نیاندازد. حضرت علی ( ع) در نامه به مالک اشتر چنین فرموده است: «کسی را برگزین که در رساندن نامه کارگزارانت به تو یا رساندن پاسخ های تو به آنان کوتاهی نکند و در آنچه برای تو می ستاند یا از طرف تو به آنان تحویل می دهد، فراموشکار نباشد».

خصوصیات و معیار مدیران در نهج البلاغه.

خصوصیات و معیارهای مدیران در نهج البلاغه را می توان به سه دسته زیر تقسیم کرد:

الف)معیارهای تخصصی: این دسته از معیارها، برای انجام موفقیت آمیز شغل لازم است. این معیارها معمولاً بین مدیریت اسلامی و مدیریت غربی مشترک است. معیارهایی نظیر تحصیلات، تجربه، سابقه کاری، . . .

ب)معیارهای ارزشی: این دسته از معیارها شامل مجموعه ای از رفتارهای قابل قبول جوامع انسانی می باشد که در اکثر جوامع ممکن است قابل قبول باشد و به نام ارزش های جهانی نیز شناخته می شوند. مانند رعایت حقوق دیگران، گشاده رویی و. . . .

ج)معیارهای مکتبی: معیارهای مکتبی ریشه در مکتب اسلام و مدیریت اسلامی دارد. جایگاه و مفهوم انسان در دو مکتب الهی و مادی، معیارها و ملاک های انتخاب افراد در مناصب و مدیریت ها را نیز شکل می دهد به طوری که در مکتب تیلوریسم به انسان به عنوان (گوریل باهوش) و در مکتب اسلامی به عنوان (خلیفه اﷲ) نگریسته می شود. در مدیریت اسلامی هدف صرف تولید نیست و غایت، تعالی انسان می باشد. همان تفاوت هایی که بین مدیریت اسلامی و مدیریت علمی وجود دارد، به تفاوت هایی در معیارهای انتخاب و انتصاب افراد منجر می شود لذا در اسلام معیارهای ارزشی و مکتبی اهمیت و گستردگی فراوانی پیدا می کند.

منبع:حوزه

مدیریت از دیدگاه اسلام و امام علی(ع)

در مکتب اسلام مدیر باید مدیریت را برای خدمت بخواهد; به عبارت دیگر خدمت نباید وسیله ای برای حاکمیت باشد; بلکه حکومت باید وسیله ای برای خدمت باشد .مدیر قبل از آنکه ریاستمدار باشد، خدمتگزار است و با تیغ تیز مدیریت در جهت خدمتگزاری، اقامه حق و عدل و دفع باطل و ظلم می کند . امیر مؤمنان علیه السلام می فرماید: فبعث فیهم رسله و واتر الیهم انبیائه . . . لیثیروا لهم دفائن العقول; «خداوند پیامبران خود را در میان مردم برانگیخت تا با مدیریت خویش ذخایر پنهان استعدادها را استخراج کنند.

اهمیت مدیریت از دیدگاه امام علی (علیه السلام) به حدی است که مدیریت را محور و قطب می داند، تمام مسایل را در جامعه اسلامی بر محور مدیر و مدیریت خلاصه می کند و می فرماید: «تدبیر و مدیریت خود سرمایه اندک را افزون می کند، اما مدیریت و تدبیر سوء و ضعیف سرمایه انبوه را نیز نابود و زائل می سازد. ودر جای دیگر می فرمایند: «رجعت و سیر قهقرایی چهار علت عمده دارد که مهمترین آن سوء مدیریت است.

ریاست مستلزم مدیریت است . رئیس باید بتواند اداره کند; اداره کردن نیز تدبیر می خواهد و رئیس و مدیر باید اهل تدبیر و دوراندیشی باشد و بتواند دبیری کند . مسلم است که مدیر بیش از آنکه حاکم باشد، هادی است . چنین مدیرانی مدیریتی آمیخته با هدایت و حکومت دارند.

در نهایت با بررسی دیدگاههای مدیریتی امام به این نتیجه می رسیم که تئوری حضرت امیر علیه السلام مبتنی بر مدیریتی حاکی از عشق و محبت به ذات اقدس الله است که همین محبت را نثار همه انسانهایی می کند که خود والی، زمامدار و مدیر آنهاست .

تفاوت مدیر مالی و مدیر اجرایی

رشته مدیریت مالی

مرسوم است که شرکت ها و سازمان های بزرگ و موفق، مدیر مالی را برای اندازه گیری و مدیریت ریسک های مالی سازمان یا شرکت استخدام می کنند که این افراد مسئول برنامه ریزی تخصصی مالی برای سازمان هم خواهند بود. این در حالی است که کسب و کارهای کوچک و استارتاپ ها به علت محدودیت های خاص خود که بیشتر در زمینه محدودیت های مالی می باشد، همچین هزینه ای را به طور معمول تقبل نمی کنند و مدیر ارشد اجرایی خود نقش مدیر مالی سازمان را هم بر عهده می گیرد و خود گزارشات رشد و تدوین استراتژی های کسب و کار را ارائه می نماید. اما مدیر مالی چند ویژگی دارد که معمولا مدیران اجرایی سخت بتوانند آن ها را داشته باشند و این چهار ویژگی عبارتند از:

توانایی در زمینه کار با اعداد و ارقام: معمولا مدیران مالی در کلیه امور مالی از جمله صندوق داری، نظارت، حسابداری، حسابرسی، برنامه ریزی های مالی و … دارای توانایی بالایی هستند.

استراتژیست بودن و توانایی تدوین استراتژی سازمان: معمولا مدیران مالی موفق در زمینه مدیریت عمومی و بازاریابی هم سابقه کار دارند و به همین دلیل در تدوین استراتژی ها در زمینه تخصیص منابع و تصمیمات عمده کسب و کار، می توانند راهنمایی های مفیدی ارائه کرده و تاثیرات مثبتی در هنگام تصمیم گیری روی سایر همکاران خود داشته باشند.

توانایی در ارزیابی شاخص کلیدی عملکرد: مدیران مالی که معمولا از خارج سازمان استخدام می شوند دارای توانایی ارائه دیدگاه های غیر جانب دارانه در مورد عملکردها و گزارشات هزینه و … هستند و همه چیز برایشان قابل اندازه گیری است.

متخصص بودن در زمینه رشد و توسعه: مدیران مالی موفق معمولا در زمینه سرمایه گذاری خصوصی و سرمایه گذاری های مخاطره آمیز هم تجربیات فراوان دارند و به رشد و موفقت در تجارت شرکت بشدت مشتاقند.

 

منبع:ویرگول

تفاوت بازار کار رشته مدیریت مالی و بازرگانی گرایش مالی

محتوای دو رشته شباهت زیادی با هم دارند، بنابراین ساده نیست که بگوییم یکی بر دیگری برتری دارد. اما آنچه می توان قضاوت کرد این است که مدیریت مالی بطور تخصصی تری (البته نه در حد حسابداری) به مسائل مالی و سرمایه گذاری می پردازد.

 در حالیکه توجه اصلی گرایش مالی، زیر شاخه مدیریت بازرگانی، ابتدا رویه های کسب و کار و سپس توجه به مقوله مالی در این حیطه می باشد، بنابراین اگر تفاوتی هست در همین حد است و تفاوت اصلی بین میزان استفاده و کاربرد دانش در عمل است. لذا کسانی شغل مناسبی پیدا می کنند که به مسائل مالی موجود در بازار کسب و کار اشراف دارند، نه لزوما رشته و یا گرایش خاصی را گذرانده اند.

منبع:بیتوته

تفاوت بازار کار رشته حسابداری با رشته مدیریت مالی

بازار کار عمده رشته حسابداری همانطور که از اسم آن پیداست، استخدام به عنوان حسابدار شرکتها، اشخاص و سازمان ها می باشد. اما در مورد مدیریت مالی قضیه متفاوت است. بازار کار یک فارغ التحصیل کاربلد مدیریت مالی، بخش سرمایه گذاری شرکتها خواهد بود.

 شناخت بازارهای سرمایه، شناخت هیجانات بازار، آشنایی با تامین کننده ها و ... همگی می تواند شروع یک کسب و کار پر رونق را برای یک دانش آموخته پر انرژی رقم بزند. البته این به این معنی نیست که فارغ التحصیلان حسابداری وارد بازار سرمایه نمی شوند، بلکه بسیاری از آنها در این بازار خصوصا در بخش تحلیل بنیادی سهام، بسیار موفق هستند، اما هدف رشته ها تقریبا همان موارد بالا است. به طور کلی ثابت شده است درآمد و کار بر مبنای تخصص شکل می گیرد نه رشته تحصیلی.

منبع:بیتوته

آزمون CMT چیست؟

گواهی نامه CMT، یک مدرک معتبر و بین المللی برای تحلیلگران تکنیکال می باشد. این مدرک به افرادی اعطا می شود که تخصص و صلاحیت لازم را در دانش ریسک سرمایه گذاری در زمینه مدیریت پورتفو از خود نشان دهند. برنامه جامعCMT در قالب آزمون هایی طراحی شده است که چارچوب هایی را در زمینه شناسایی و پیاده سازی استراتژی های سرمایه گذاری و فرصت های معامله گری دربرمیگیرد. 

نمای کلی برنامه CMT:

برنامهCMT درسال ۱۹۸۵ توسط MTA ایجاد شد. از آن زمان، برنامه جامع CMT به صورت مکرر با توجه جدیدترین و موثرترین روش های تحلیل تکنیکال،به روز شده است. پشت سر گذاشتن این دوره نیازمند این است که کاندیداها مهارت خودرا در دامنه وسیعی از موضوعات تحلیل تکنیکال، شامل کاربردهای عملی مفاهیم، نشاندهند.

برنامه و آزمون CMT شامل سه سطح می باشد که سطح یک و ۲ به صورت آزمون های چند گزینه ای و سطح ۳ درقالب پاسخ های تشریحی می باشد.

براساس گفته های MTA،اهداف برنامه CMT درسه بخش دسته بندی شده است:

۱-    کمک به کاندیداها برای تسلط کامل بر دانش پایه و ایجاد مهارت های تحلیلی

۲-    ترفیع و تشویق بالاترین استانداردهای آموزشی در صنعت

۳-    ارائه مدرک حرفه ای CMT به کسانی که برنامه را به صورت کامل پشت سر گذاشته اند و موافقتخود را با آیین اخلاقی MTAاعلام کرده اند.

منبع:آریا سهم